به این فک میکنم که احساس قشنگی یه خودآدم حداقل؛قدردان خودش باشه
قطع به یقین بیش ترازهرکِسی متوجهم کم کاری هامو.بدخلقی های این چن وقتمو که این شرایط سبب سازشون بوده
اما اینو میدونم خیلی به نسبت همیشه صبوررر بودم.
ذره ای اهمیت نداره برام که دیگران اینو فهمیدن یانه. اما من
تاجایی که توان داشتم مهربونی خرج کردم برای خانواده م
-خدایا"من یادندارم حرفای قشنگ قشنگ بزنم .!
خواهش میکنم به روم لبخند بپاش.
طوری به دنیام عشق بتاب
که خیلی بیشترازاینایادبگیرم بهت توکل کنم .
یه مدلی نگاهتوبهم بدوزوخوب بودنو بهم یادبده
که اینقدتجدیدنیارم سرامتحانایی که ازم میگیری
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشفی