امروز که برای اولین بار با نبودنت روبروشدم
هرلحظه ..قلبم نام تو را می تپید
وچشمانم مدام به دنبالت میگشت
وقتی که لحظه ی آخر وبه قدرچند دقیقه ی کوتاه دیدمت ودرآغوشت گرفتم دوست داشتن دوست داشتنی تودرگوشم گفت حالا ازقبل هم خوشبخت ترم
پس بیا هردوی مان سرود سلام سردهیم به تمام زین پس هایی که قراراست لبخند به لب های یکدیگر بنشانیم .
آرزو میکنم دوستی مان به خود رنگ خزان نبیند
ای تویی که پاییز رازیست مه آلوددرچشمان یوسف گونه ات
مخاطبم مریم نیستتت:دی
اگرچه ک مریم بین همه ی دوستانم یک چیزدیگس^_^
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشفی
تاريخ: شنبه
4 آذر
1396 ساعت: 15:17